أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
435
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
كرد . رستم بيك نيز آيبه سلطان را با سلطان على ميرزا به دفع بايسنقر ميرزا مأمور كرد . دو سپاه در كنار آب كر به هم رسيدند ، اين بار نيز بايسنقر ميرزا منهزم گرديد و به شماخى رفت و آيبه سلطان نيز به تبريز برگشت . در سال 898 ه . ق كوسه حاجى بايندر حاكم اصفهان ياغى گشته خطبه به نام بايسنقر ميرزا خواند و بايسنقر ميرزا از شيروان حركت كرده در آهار مشكين نزول كرد . رستم بيك ، قراپيرى توغاچى را به دفع حاجى بايندر فرستاد و آيبه سلطان نيز به مقابله بايسنقر ميرزا شتافت . بايسنقر تاب مقاومت نياورد ، رو به فرار گذاشت امّا در 15 شعبان همان سال به دست سيّد على پرناك دستگير و به تبريز فرستاده شد و در هفدهم رمضان به قتل رسيد و سرش را همراه سر كوسه حاجى ، كه به دست قراپيرى توغاچى در حوالى درجزين به قتل رسيده بود ، به نزد رستم بيك فرستادند . رستم بيك چندى بعد به سلطان على ميرزا بدگمان شد و سلطان على همراه برادران خود به اردبيل رفت . رستم بيك براى دستگيرى سلطان على فرستاد . در اين جنگ سلطان على ميرزا به قتل رسيد . امّا خود رستم بيك نيز در سال 902 ه . ق به دست پسر عمويش احمد بيك اوغورلو محمد ، در جنگى كه در كنار رود ارس اتفاق افتاد ، به قتل رسيد . مدّت سلطنت وى پنج سال و نيم بود . ( نك : احسن التواريخ ، صص 632 ، 634 ؛ مرآت البلدان ، ج 1 ، صص 38 - 537 ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 442 ؛ لب التواريخ ، صص 7 - 224 ) ص 83 خروج شاه اسماعيل ( 28 ) يحيى قزوينى مىنويسد : « در اواخر محرم سنه 905 ه . ق به عزم تسخير ممالك ايران و اطفاء نايرهء ظلم و طغيان در حركت آمده در اردوى سامان از حدود ديلمان كاركيا ميرزا على را وداع كرده از گيلان بيرون آمد . » و خورشاه نقل مىكند ، « شاهزاده بىهمال كاركيا را در محرم سنهء مذكور [ 905 ه . ق ] در حدود ديلمان وداع نموده به صوب وطن معهود و مسكن مألوف روان شد . و در آن زمستان در موضع ارجوان از مملكت استاره بلندى قشلاق فرمود و در اوّل بهار طراوت آثار سپاه سبزهپوش به فرمان سلطان ربيع به جوش درآمده روى فيروزى